نتایج جست جو "قبه" در سایت 100هنر
14
2
28,330
محفل نقاشی و گرافیک
18X25CM
مراقبه
تکنیک : آبرنگ و مداد سیاه روی مقوا
ابعاد: ۲۵ × ۱۷/۵ سانتی متر ( ۲ سانتی... ادامه
متر پاسپارتو)
سال خلق اثر: 1400
1
0
477
محفل خوشنویسی
100X100CM
عنوان اثر : حضور
اوست نشسته در نظر
این اثر تلاشیست برای تبدیل مفهوم حضور به ف... ادامه
رم.
لایههای سخننگاری و بافتهای سیال، در مرکز خود نقطهای ثابت دارند؛
جایی که «او» در نگاه مستقر میشود و جهان پیرامون در گردش است.
Dimensions: 100×100 cm
Date: 1397
Price: 100,000,000 T
اثر «حضور» آمیزهایست از جریان، سکون و حضور.
حرکتهای سیال و خطوط تودرت
و، بازتابی از عمق درونی و نگاه مراقبهوار هنرمند است.
ابعاد: ۱۰۰×۱۰۰
تاریخ اجرا:
۱۳۹۷
قیمت: ۱۰۰ میلیون تومان
0
0
790
محفل خوشنویسی
120X80CM
شب در زلفِ چلیپاییاش گم میشود
و سحر، نفسِ مسیحاییاش را به جهان میپراکند…
... ادامه
این اثر، روایتیست از کشاکش تاریکی و تولد نور؛
جایی که خط، از دل سکوت برمیخیزد و به جانِ رنگ میپیچد.
اکریلیک روی بوم
۱۲۰×۸۰
اثر: محمد ابراهیمی جویباری
در این اثر، خط نه تنها واگویهای از کلمات، که تجسمی از جریان نفس است؛نَفسی که از تاریکیِ شب عبور میکند و در روشنای سحر تولدی دوباره مییابد.
یسازد.
هر ضربهی قلممو و هر پیچش خط، پلکزدنیست میان بودن و شدن؛
نوعی مراقبهحرکت سیال حروف در دل زمینهای از آبی و صدفی، گفتوگویی میان عمق و رهایی
می بصری که مخاطب را به مکث، تنفس و بازخوانی درون دعوت میکند.
این تابلو در نسخهای یکتا خلق شده تا تجربهی منحصربهفرد نور و نَفَس را برای صاحب خود حفظ کند؛
جایی که شعر، خط و رنگ در سکوت بوم یکی میشوند.
2
0
14,117
محفل شعر و داستان
دیـدم کـه زنـی زار زده از پـیـشـم :
بگذشت و به راه خود ادامه داده !
کنجکاو ش... ادامه
دم ؛ تا بشوم جویایش ..
تـعقیـب بـکـردمـش بـطـور سـاده !
او رفـت و رسید دمِ درِ مـاشـینـی ؛
راننـده چـو در بـه روی او بگـشـاده
بیوقفـه سوار گشت و براه افتادند
مـن هم عقبـه هـر دو به راه افـتاده
رفتنـد و رسیدند به مـکانِ مجهـول
تـرمـز زده و در آن محل ایـسـتـاده
بر فکـر فـرو رفتـم و شـک و تردیـد
دو جـنـس مـخـالـفـی کـنار جـادّه !
کاشف بـعمـل آمد و فـهمیـد انـگار :
افـتـاده بـُراده بــغــل ســمـبـاده ..!
خـیاط هـوس دوخته کلاه شهوت :
آن را ســر قـلّاش جَـلَـب ، بـنْـهــاده
اسـباب و وسایـل و بـساط جـنسـی
پـهـنـسـت و مـهـیـا شـده و آمـاده !
با کنـدن رخـت فـرا رسیـده وقتـه :
آمـیـزش شـهـوانـی نـر بـا مـادّه ..!
جاخوردم ازاین صحنه و شرممآمد
بیشرم و حیایی همهرا قورت داده
برگشتـم و پشت سر هـم لـعن دادم
بـر بی پـدر و مـادر پـس افـتـاده ..
قـاضی نـروم یکطـرفـه شایـد هـم :
بــاشــد پــدر و مــادرشـان آزاده ...


