هنر شعر و داستان : شعر فراق

اینجا ستاره است باران ندیده ام، اما بدان هنوز هر فصل ، پیش تو از ابرِ آ... ادامه
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
تو برگهای من بودی و من درختی در حوالی رود با هم بودیم چون بهاری گرم و سبز تا ... ادامه
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
پاییز از راه میرسد و من به درختی فکر میکنم که نفرین میکند ریشه هایش را در آرز... ادامه
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
خیالی نیست برو اما سالها بعد اگر کسی سراغ لبخندهایم را بگیرد چه بگویم؟؟؟ نیما حیدرپور
Loading