سبک های نقاشی

انواع سبک نقاشی

سبک های نقاشی
هنر نقاشی انواع نقاشی
چکیده سبک‌های نقاشی می‌توانند با روشهای بکارگیری یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می‌دهد دارند، مشخص شوند.

نقاشی

نقاشی فرآیندی است که طی آن رنگ بر روی یک سطح مانند کاغذ ، بوم یا دیوار ایجاد نقش می‌کند و اثری خلق می‌شود. فردی که این فرایند توسط او انجام می‌گیرد نقاش نام دارد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است.

نقاشی را می‌توان به دو گونه اصلی تقسیم‌بندی کرد:

۱. نقاشی تصویری: هنرمند آن‌چه را در طبیعت وجانداران می‌بیند، بی‌پرده و فقط به‌واسطه بوم به مخاطب منتقل می‌سازد.

۲. نقاشی انتزاعی: هنرمند به درکی از نقاشی و هنر رسیده است که فراسوی یک دید عادی، به نقاشی‌اش عمق می‌بخشد و بیننده را به تفکری عمیق‌تر وامی‌دارد.

انواع سبک نقاشی

از نظر سبک ، نقاشی می تواند در دسته بندی های متعددی قرار گیرد، تعدادی از این دسته بندی ها عبارتند از 
1- رئالیسم (واقع گرایی)
2- امپرسیونیسم (برداشت گرایی)
3- پست-امپرسیونیسم
4- نئوامپرسیونیسم
5- اکسپرسیونیسم
6- اکپرسیونیسم انتزاعی
7- کوبیسم (حجم گری)
8- فوتوریسم
9- ورتیسیسم
10- رومانتیسیسم
11- پرسیژنیسم
12- مینی‌مالیسم
13- سورئالیسم
14- گرافیتی
15- آپ آرت
16- باربیزون
17- فتورئالیسم
18- تونالیسم
19- باروك
20- استاکیسم
21- آبستره (انتزاعی)
22- كنستراكتیویسم
23- روکوکو
24- Mysore
25- مینیاتور ایرانی
26- مینیاتور عثمانی
27- مدرنیسم (نوگرایی)
28- هنر ابتدایی
29- پست مدرنیسم (فرا نوین)
30- آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)
31- ساختار گرایی
32- کتاره سخت
33- پوینتولیسم
34- آبستره اکسپرسیونیسم
35- دادا و سوررئالیسم
36- فوویسم
37- سمبولیسم و آرنوو
38- نئوکلا سی سیسم
39- منریسم
40- کلا سیسیسم
41- دادائیسم

در ادامه بعضی از مهمترین سبک های نقاشی را به صورت مختصر توضیح می دهیم

رئالیسم (واقع گرایی)

رئالیسم به معنای واقعیت گرایی تفکری است مبنی بر این اعتقاد که وجود و هستی اشیاء و پدیده ها مستقل از ادراک و حواس بشر است یعنی شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت( طبیعت بدونِ انسان و با انسان) از هرگونه “احساساتی گری” خودداری کند. در زمینه هنر و ادبیات ، رئالیسم شیوه ایست که به تجسم حقایق و واقعیت ها می پردازد . سبک نقاشی رئالیسم نقطه مقابل سبک رومانتیک قرار دارد.وجه تمایز عمده رئالیسم ( دقیقاً رئالیسم قرن نوزدهم ) که در اینجا مورد گفتگوی ماست رئالیسم نیمه قرن نوزدهم و نماینده اصلی آن ( کوربه ) از هر گونه خوشایند کردن مضامین می پرهیزد ، شعار پردازی نمی کند و وعده های شیرین نمی دهد ، واقعیت را همان گونه که هست می نمایاند . مهم ترین شاخه رئالیسم قرن نوزدهم رئالیسم اجتماعی است که به گفتگو از مسائل اجتماعی و سیاسی می پردازد . همچنانکه در بالا اشاره کردیم نماینده اصلی رئالیسم( گوستاو کوربه) نقاش بزرگ فرانسوی و ( ایلیارپین ) نقاش روسی است.
نقاشان معروف سبک رئالیسم در اورپا:
گوستاو کوربه، ژان فرانسوا میله، انوره دومیه، ادوارد مانه و هنرمندان معروف روسی: ایوان شیشکین، ایلیار پین، کرامسکوی، می باشند.



«پرادون و بچه هایش» اثر «ژان دی سر گوستاو کوربه» نقاش فرانسوی



رومانتیسیسم

رمانتیسیسم را، همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر عقلانیت به حساب آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رویا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمین‌های نا شناخته. رومانتیسیسم یعنی گرایش به مسائل رومانتیک ( خیالی و غیر واقعی ) و مراد از آن شیوه ایست که ضدیت با مبانی فلسفی ، سیاسی وهنری نئوکلاسیسم در اواخر قرن هیجدهم و اوائل قرن نوزدهم در اروپا بوجود آمد. اصطلاح رومانتی سیسم معرف تفکری است که در آن احساس و عاطفه نقش عمده را داشت . شیوه رومانتیک، بواسطه همین مقید بودن به احساس و عاطفه، مبتنی برشناختی بود که از هرگونه نفوذ سنت برکنار بود . هنرمند رومانتیک در پی یافتن واقعیتی ژرف تراز سنت و قاعده بود و می خواست آن انسان ( طبیعی ) را که پشت نقاب انسان جامعه ساخته سنتی ، پنهان مانده بود ، باز بشناسد . قرن هیجدهم که قرن نقد و تحلیل بود با مجال دادن به بحث و جدلهای داغ درباره خوب و بد زمینه فکری رومانتی سیسم را فراهم ساخت .
خوب از نظر هنرمند رومانتیک ، آن اثری نبود که تناسبات و اجزاء هماهنگ و موزون داشت ، بلکه اثری بود که عواطف خوشایند در بیننده ایجاد می کرد و او از هنر بعنوان یک نوع وسیله تحریک احساسات استفاده می کرد . دلاکروا و ژریکو دوتن از مشهور ترین هنرمندان رومانتیسیسم هستند.



 «کلک مدوسا» اثر «تئودور ژریکو» نقاش فرانسوی



امپرسیونیسم (برداشت گرایی)

امپرسیونیسم را می‌توان اولین جنبش مدرن متفاوت در عرصه نقاشی دانست. این جنبش در دهه ۱۸۶۰ در پاریس شکوفا و تاثیر آن در تمام اروپا و سپس در آمریکا نمایان شد. پیشگامان آن هنرمندانی بودند که نمایشگاه‌های رسمی و دولتی را تحریم کرده بودند و از موسسه‌های آکادمیک هنری دوری می‌کردند. هدف اصلی جنیش امپرسیونیسم ثبت تاثیر گذرا و احساسی یک منظره بود – تاثیری (Impression) که سوژه بر چشم در یک لحظه زودگذر می‌گذاشت. این عنوان از تابلو نقاشی (مونه) به نام (امپرسیون طلوع آفتاب) که بازی نور را در روی آب نشان می داد ، اقتباس شده بود. عنوان مذکور نخستین بار در نمایشگاهی از آثار ( مونه ، رنوار ، سیسلی ، پیسارو ، سزان ، دگا) و چند تن دیگر بکار رفت.
هدف اصلی امپرسیونیسم دست یافتن به یک طبیعت گرائی تازه بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق رنگها و والورهای سایه روشن بود. امپرسیونیست ها می خواستند بازی نور برروی اشیاء را نشان دهند، البته در این کار بر نتایج تحقیقات علمی دانشمندانی چون ( شورول) تکیه می کردند هنرمندان امپرسیونیست برای اولین بار رنگهای تاریک نظیر سیاه را از روی پالت های رنگ خود برداشتند و سایه ها را از ترکیب رنگ شی با رنگ مکمل آن به د ست آوردند ( مثلاً وقتی رنگ یک شی زرد بود، آنها سایه آنرا از ترکیب بنفش با زرد درست می کردند). همچنین برای آنکه بتوانند بازیهای نور را نشان دهند مجبور بودند با سرعت بیشتری کار کنند، به همین جهت معمولا سطح تابلوهای آنان بافتی خشن و لکه لکه پیدا می کرد. بعدها شیوه امپرسیونیسم تقریبا بصورت علمی در آمد ( نئوامپرسیونیسم) که در آن رنگها با روش علمی بکار میرفتند. اعتقاد نقاشان ( نئوامپرسیونیسم) آن بود که با این روش ، صداقت بصری نسبت به طبیعت به کمال خود میرسید. اما این افراط در طبیعت گرائی ( طبیعت گرائی علمی) طبیعتا زمینه را برای واکنشی ضد طبیعت گرایانه و کلا هنری، شیوه ( پست امپرسیونیسم) راهموار کرد.



«طلوع آفتاب» اثر «اسکار کلود مونه»



اکسپرسیونیسم

اکسپرسیونیسم یا هیجان‌نمایی نام یک مکتب هنری است. اکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره می‌گیرد اکسپرسیونیسم، عبارت است از شیوه ای که در آن برای بهتر بیان کردن حالت های درونی ، از اغراق در رنگها و شکل ها استفاده میشود. به عبارت دیگر اکسپرسیونیسم شیوه ای عاری از طبیعت گراییست و میخواهد حالات عاطفی راهرچه روشن تر بنمایاند.این شیوه در این معنای خود از گذشته های دور وجود داشته و نقاشان آلمانی بانیان این شیوه بوده اند.اما در معنای محدود تر واژه اکسپرسیونیسم، می توانیم بگوییم که این شیوه با (ون گوگ) به وجود آمد. (ادوارد مونش) نروژی که پردهٔ معروفش جیغ به تنهایی مفهوم کامل شیوهٔ اکسپرسیونیسم را در نظر بیننده روشن می‌سازد. اکسپرسیونیسم در فرانسه قرابت های آشکاری با (فوویسم) داشت، اما نمایندگان اصلی اکسپرسیونیسم بغیر از (لوترک) اکثراً آلمانی بودند.
امیل نولده، ماکس بکمن دوتن از مشهورترین نقاشان اکپرسیونیست بودند. گروه های(پل) و(سوار آبی) نیز از نقاشانی تشکیل شده بود که به همین شیوه کار میکردند.




«جیغ» اثر «ادوارد مونش»



کوبیسم (حجم گری)

کوبیسم، این منشا تمام هنرهای آبستره را به سادگی نمی توان تعریف کرد، زیرا کوبیسم نه ازفلسفه خاصی الهام گرفته بود و نه بر نظریه جمالشناختی معینی تکیه میکرد. این شیوه بر اساس این اعتقاد بوجود آمده بود که روشها و قراردادهای مرسوم هنری وبخصوص ( نقاشی) نادرست و کهنه شده اند، ولذا نسل هنرمندان جوان می باید وسیله بیان تصویری تازه ای کشف یا ابداع کند. یکی از هدفهای عمده ی کوبیسم این بود که واقعیت ملموس هر چیز را بدون توسل به تدابیر چشم وفریب ارائه نماید. نقاش کوبیسم می خواست از هر تابلویی یک واقعیت ملموس تازه و نه یک تصویر وهم انگیز از ادراک بصری واقعیت بوجود بیآورد. کوبیست ها نظام( پرسپکتیو) خطی سنتی را که از ( رنسانس) به بعد بر نقاشی اروپایی تحکیم می کرد، در هم ریختند و به هنرمند حق داد ند که در یک زمان از نقاط مختلفی بر یک شی نظر بیفکند. ( پیکاسو) و (براک) دو تن از مشهور ترین نقاشان این سبک بودند.


«دختری مقابل آینه» اثر «پابلو پیکاسو»



آبستره (انتزاعی)

هنر (آبستره) یا انتزاعی، هنری است که به مضمون اثر هنری اعتقادی ندارد و صرفاً بر ارزشهای جمال شناختی فرم و رنگ تاکید می کند. براین اساس بسیاری ازآثار هنری تزئینی ، در رده هنر( آبستره) قرار میگیرند.
از سردمداران هنر( آبستره) در دوران جدید میتوانیم از ( واسیلی کاندیسکی) نام ببریم. هنر آبستره مشتقات گوناگونی داشته است که از آنجمله : آبستره اکسپرسیونیسم ، اکشن پین تینگ و تاشیسم . در این سه شیوه اخیر تاکید عمده بر خود انگیختگی و عدم تعهد در بوجود آوردن شکل ها و نقوش است.



اثر «واسیلی کاندینسکی»


سورئالیسم

(دادا) حرکت پوچ گرایانه ای بود که طی جنگ جهانی اول در زوریخ شکل گرفت. این حرکت ضدهنر و بی معنا، حاصل نوعی هیجان و شوک عصبی ناشی از جنگ بود که از سال ( 1915 تا 1922) دوام آورد. مشهور ترین نمونه آثار( دادائیست) تصویری از ( مونالیزا) بود که ( دوشان) نقاش فرانسوی برای آن سبیل گذاشته بود. حرکت ( دادا) را میتوان یکی از مبانی سبک سوررئالیسم دانست. سوررئالیسم که ازاتحاد بعضی جنبه های کوبیسم نظیر ( کلاژوپوچ گرائی دادا) بوجود آمد. در تاریخ هنر سابقه ای دیرینه دارد بعد از زوال (دادائیسم) در (1922 آندره بروتون) بقیه دادائیست ها را تحت نام سوررئالیست گرد هم آورد. هدف این گروه تازه تشکیل شده این بود که هنرمند از دایره معمول ایده های تصویری و همچنین از تمام طریقه های پذیرفته شده دور کنند تا بتواند برحسب تلقین های ضمیر نا خودآگاه خویش دست به آفرینش بزند. بنابراین میتوان گفت که سوررئالیسم رویا و واقعیت را باهم تلفیق میکرد. شیوه سوررئالیسم در دو مسیر رشد کرد. یکی فانتزی و دیگری بازسازی آگاهانه جهان رویا.
( شیریکو، ماگریت و سالوادور دالی) از جمله چهره های مشهور سوررئالیست هستند.



«تداوم حافظه» اثر «سالوادور دالی»



پاپ آرت

پاپ آرت، یا هنر عامیانه شیوه ایست که دراواخر سالهای (1950) در انگلستان و در سالهای (1960) درآمریکا به وجود آمد. اساس این هنر استفاده از عکس ها ، دست ساخته ها ،  ورقه های تبلیغاتی و چیزهایی شبیه اینهاست.
این هنر در پوسترهای سینمایی ، انواع تبلیغات ، کمیک استریپ ، مجلات و .. رشد کرد. امروزه بسیاری از پوسترهای تبلیغاتی از این سبک بهره میبرند.
هنرمندان این سبک برای خلق آثار هنری از انواع موضوعات رایج و روزمره ی زندگی مردم استفاده میکنند حتی وسایلی مانند بطری و قوطی و تکه های روزنامه و …
پائولوزی و هامیلتون در انگلستان و ژاسپر جانز و ورشن برگ در آمریکا از بنیانگذاران این شیوه هستند.


«اثر «ریچارد همیلتون
انواع سبک نقاشی | سبک های نقاشی | انواع نقاشی | نقاشی انتزاعی | نقاشی مدرن